Loading...

با استعداد

بازدید: 703

"اختلالات یادگیری" عبارتی کلی است که ناتوانی هایی چون شنیداری، گفتاری، خواندن، نوشتن و ریاضی را دربر می گیرد و افراد با ناتوانی یادگیری ویژگی های خاص یادگیری دارند، به این معنا که در یادگیری برخی مهارت های رشدی و عملکردی دچار چالش هستند. بنابراین اختلال یادگیری به این معنا است که افراد در یادگیری دچار مشکل می گردند که این مسئله به خاطر ظرفیت هوشی محدود یا محدودیت ها و موانع اجتماعی یا محیطی (فیزیکی و پزشکی) نمی باشد. تصور کنید که فردی استعداد خاصی در ریاضی، خواندن و نواختن ابزار موسیقی دارد اما در حوزه های دیگر یادگیری نقطه ضعف نشان می دهد. چه اتفاقی می افتد وقتی فرد دارای دانش فوق العاده و ظرفیت بالا در برخی از حوزه های یادگیری است  اما در دیگر حوزه ها چون خواندن ،املا و ریاضی از خود ضعف نشان می دهد؟!

 

اختلال یادگیری و استعداد ....باهم و در کنارهم؟

اگر عبارت "ناتوانی یادگیری" را در کنار "خواندن" یا "ریاضی" در مورد فردی در یک جمله به کار ببرید، شنونده می تواند تصویری از دانش آموزی را که درمهارت های عددی یا خواندن دچار مشکل است در ذهنش ایجاد کند. حال اگر "ناتوانی یادگیری" و "استعداد" را در یک جمله کنار هم قرار دهید  باید خود را برای دیدن چهره متعجب شنونده آماده کنید.  اما اگر ما بر این باوریم که کودکان استثتایی نسبت به کودکان عادی متفاوت هستند و بالطبع برای تشخیص استعداد آنها، سازگاری های آموزشی خاصی لازم است،  در نتیجه یافتن استعداد در این افراد نمی تواند بعید باشد.

 

ایا استعداد زیاد به نوعی ناتوانی  است یا خیر؟

معمولا مدارس در ارائه خدمات به افرادی که دو برچسب دارند (هم ناتوان هستند و هم استعداد خاصی دارند) مدرسه در ارائه خدمات به ان ها ناتوان می باشد.

نگاهی عمیق تر به دانش اموزان (دو بار استثنائی)

با پوزش از آنچه که ممکن است نسبت به دانش اموزان با ناتوانی یادگیری همراه با استعداد خاص عمومیت داده شود مثال های زیر عملکرد این گونه افراد را در منزل و کلاس درسی نشان می دهد:

*برخی ویژگی های مشترک

*برخی چالش های مشترک

*داشتن حافظه بلند مدت خوب ، دامنه لغات گسترده، و توانایی برای دریافت مفاهیم نظری

*پیشرفت در پیچیدگی ها

*بسیار خلاق، تخیلی و مبتکر بودن

*توانایی حل پازل و مشکلات سخت

*ناظر توانا

*حافظه کوتاه مدت ضعیف

*مهارت های سازمانی ضعیف

*دست خط ناخوانا

*مشکل در حفظ کردن های مکرر

*یادگیری ضعیف مگر اینکه به موضوعی علاقه داشته باشند.

*عملکرد ضعیف در آزمون هایی که زمان محدودی دارند

*مشکل در انجام تکالیف

*مدیریت برای عدم شکست در مسائل اموزشی

*به عنوان متفکر بزرگ شناخته می شوند.

با استاندارد ها و انتظارات کلاس به خوبی کنار می آید، به خصوص اگر درک خوبی از ناتوانی و راهکارهای جبرانی خود داشته باشد.

*در رسیدن به اهداف دچار مشکل می شود

* به آسانی در جزئیاتی که به موفقیت در مدرسه کمک می کند گرفتار می شود.

*اغلب  در یادگیری پیشرفته به دلیل وجود جزئیات اجرایی یا برنامه ریزی ناکافی توسط مدرسه دچار مشکل می شوند.

*والدین و مربیان عدم موفقیت وی را نشانه ای از بی علاقگی، خستگی و نداشتن انگیزه می دانند.

*دانش آموزان در نهایت به این باور می رسند که مشکل بدلیل تلاش کم آن ها می باشد.

*آن ها ممکن است مشکلات یادگیری را با تنبلی، بی علاقگی یا عدم انگیزه اشتباه بگیرند.

*اغلب در فعالیت های خارج از مدسه (ورزشی یا سرگرمی) بیشتر از فعالیات های مدرسه می درخشند.

*اغلب تلاش می کنند که از یک ایده سریعا به نتیجه برسند و گام های میانه را نادیده می گیرند(ترجیح می دهند به جای خواندن نت های موسیقی با گوش دادن آنرا بیاموزند و بنوازند)

*در یاداوری اطلاعات متوالی مربوط به حافظه کوتاه مدت مشکل دارند. (فراموشی جزئیات بازی، نشانه ها، کد ها یا قواعد ورزشی)

*هنگامی که موقعیت های یادگیری را به ارمغان می اورند افتخار می کنند.

*ترجیح می دهند به جای درخواست کمک یک مسئله را پنهان کنند یا نادیده بگیرند.

* نسبت به تاثیر عملکردها بر زندگی خود و دیگران آگاه و حساس هستند

* نگرانی های خود را در مورد مسائل جهان و آینده بیان می کنند.

*هنگامی که با مشکلی برخورد می کند، عصبی و افسرده می گردند.

*نسبت به پنهان کردن یا جبران نقاط ضعف خود خوب عمل می کنند.

*با مشاهده تناقض و عدم هماهنگی توانایی ها و مهارت های خود ناامید می شود.

*هنگام رویارویی با چالش های گفتاری، به خوبی مبارزه می کند.

 

برخی از باورهای نادرست رایج : 

جالب است  که برخی کلیشه های رایج در مورد دانش آموزان با استعداد را بدانید در حالی که   به طور کلی مطالعات بر روی این موضوعات کم بوده و هیچ یک از این باورها در مورد چنین دانش اموزانی به اثبات نرسانده است.

*از لحاظ جسمی بیمار و شکننده هستند

*مستعد مشکلات عاطفی هستند

*احساس بزرگتری و برتری بر همسالان خود دارند.

*برخی  توانایی های خاص خود و همچنین هوششان را در طول زمان از دست می دهند.

*هنگامی که الزامات آموزشی در مدرسه برآورده نشود نسبت به دیگر دانش آموزان واکنش نامناسب اجتماعی بیشتری از خود نشان می دهند.

 

چالش های آینده

هنوز چیزهای بسیاری است که ما در مورد دانش اموزان استثنائی نمی دانیم و به دانستن اطلاعاتی در مورد دانش اموزانی که ناتوانی یادگیری و استعداد خاصی دارند نیاز داریم. چالش های چنین افرادی:

*چگونه شیوه های مدرسه (قانون اموزش و پرورش)برای رسیدگی به نیازهای براورده نشده چنین دانش اموزانی تغییر می کند.

*چگونه می توان اطمینان کسب کرد که که کودکان با استعداد همراه با ناتوانی یادگیری از زبان ها و فرهنگ های متفاوت  یا خانواده های محروم مالی، شناسایی و خدمات لازم را دریافت میکنند.

*چه اقدامات و پروتکل های ارزیابی برای شناسایی این دانش آموزان قبل از آشکار شدن چالش هایشان صورت می گیرد.

*آیا می توان معیارهایی بیشتر از ضریب هوشی برای شناسایی چنین افرادی معتبر دانست وچه اطلاعاتی می توانند برای افزایش قدرت یادگیری استفاده شوند؟

*چه خدمات و حمایت های آموزشی می تواند برای این دانش اموزان در سنین مختلف مفید باشد وتا چه اندازه آن ها با غربالگری و سنجش ها ارتباط برقرار می کنند؟

*مربیان به چه اطلاعات و حمایت هایی نیاز دارند تا با چنین دانش اموزانی در 12 سال تحصیلی برخورد داشته باشند.

*چه مطابقت های ساختاری و تغییراتی برای حمایت از دانش اموزان با استعداد همراه با ناتوانی یادگیری می تواند موثر باشد.

ارسال نظر

(بعد از تائید مدیر منتشر خواهد شد)