Loading...

آلودگي هوا بيش‌فعالي را افزايش مي‌دهد

آلودگي هوا بيش‌فعالي را افزايش مي‌دهد

الکساندر کريشتون در سال 1798 براي اولين بار از اين مشکل در منابع علمي نوشت و تا همين امروز هنوز حرف‌هاي ضد و نقيضي درباره اين اختلال مي‌شنويم. اختلال بيش‌فعالي همراه با نقص توجه يکي از شايع ترين اختلالات روانپزشکي در کودکان است که به اختصار ADHD ناميده مي‌شود.
اين اختلال پديده‌اي نيست که صرفا در سال‌هاي اخير ظهور کرده باشد بلکه داراي تاريخچه‌اي نسبتا طولاني است. در طول زمان، متخصصان اين اختلال را با نام‌هاي ميل انفجاري، بازداري اراده و ناتواني از مهار اخلاقي، فزون‌جنبشي، اختلال نارسايي توجه و اختلال نارسايي توجه با فزون کنشي يا بدون آن خوانده‌اند. در يک تعريف جامع، اين اختلال عبارت است از الگوي پايدار بيش‌فعالي يا نقص توجه به طوري که، شدت آن بيش از حد طبيعي يک کودک طي روند رشد باشد. براي تشخيص اين اختلال لازم است دست‌کم برخي از علائم تا قبل از سن هفت‌سالگي بروز کند. علائم بايد حداقل شش‌ماه باقي بماند و دست کم در دو محل از بين مدرسه، خانه و... مشاهده شود. براساس آمار جهاني، حدود هشت تا 10 درصد کودکان به اين اختلال مبتلا مي‌شوند که احتمال تشخيص اين اختلال در پسران سه برابر دختران است. البته اين اختلال در هر دو جنس (دختر و پسر) رخ مي‌دهد و همچنين در تمام گروه‌هاي اجتماعي و قومي و طبقات اجتماعي مي‌تواند بروز پيدا کند. هر چند آمار دقيقي از کودکان بيش‌فعال ايران وجود ندارد اما، بر اساس نرخ جهاني ابتلا به بيش‌فعالي مي‌توان عنوان کرد که بيش از پنج ميليون ايراني چنين اختلالي را تجربه کرده‌اند. براساس آمار ثبت احوال تعداد کودکان زير پنج سال ايراني حدود شش ميليون نفر است. اگر 10 درصد آنها بيش‌فعال باشند بيش از 500 هزار کودک ايراني از اين اختلال رنج مي‌برند.
علائم بيش‌فعالي
براي تشخيص اين اختلال هيچ آزمون يا تست روانشناختي وجود ندارد اما، نشانه‌هاي اختلال نقص توجه - بيش‌فعالي بايد پيش از هفت‌سالگي وجود داشته باشند. از عوامل شايع اين اختلال مي‌توان به موارد زير اشاره کرد: کودک غالبا با دست‌هايش بازي مي‌کند و در جايش مي‌لولد. معمولا کلاس را ترک مي‌کند، غالبا مي‌دود يا مي‌پرد. اغلب بازي يا فعاليت‌هايش پر سر و صداست. به نظر مي‌رسد کودک هميشه در حال حرکت است، زياد صحبت مي‌کند و از توجه به جزئيات ناتوان است. اغلب قادر به پيگيري دستورات يا اتمام کارها نيست و وسايل خود را گم مي‌کند.
تبعات اجتماعي
بنابر نظر متخصصان و کارشناسان مربوطه، اين اختلال بيشتر خود فرد را با مشکلات و آثار اجتماعي منفي مواجه مي‌کند. به‌عنوان مثال فرد مبتلا به اختلال بيش‌فعالي در رابطه با تهديدهاي اجتماعي آسيب‌پذيري بيشتري نسبت به ساير همسالان خود نشان مي‌دهد و اغفال‌شدن و گمراه‌شدن سريع از تبعات منفي است که اين اختلال براي فرد به همراه دارد. از اين رو، در صورت بي‌توجهي و عدم درمان اين کودکان، احتمال بروز افسردگي و رفتارهاي ضد اجتماعي و بزهکارانه در نوجواني آنها افزايش پيدا مي‌کند.
عوامل بروز اختلال
تا چندي پيش پزشکان و محققان بيش‌فعالي را ناشي از عوامل بيولوژيک مي‌دانستند اما، تحقيقات اخير نشان داده که مسائل ژنتيکي به تنهايي در بروز اين اختلال نقش نداشته و ساير عوامل هم در شدت و ضعف آن تاثيرگذار است. با توجه به اينکه سابقه فاميلي ابتلا به اين اختلال، احتمال ابتلاي فرزند به آن را افزايش مي‌دهد اما، بنابر نظر محققان دو مقوله تغذيه و شرايط مادر در حين بارداري و آلودگي هوا از عوامل تاثيرگذار در بروز آن است. البته هنوز عوامل اجتماعي، محيطي و تربيتي زندگي کودک در ايجاد اين اختلال مقصر شناخته نشده‌اند، با اين وجود طبق نظر پزشکان، مصرف سيگار در دوران بارداري، رژيم غذايي کم پروتئين، اختلالات تيروئيدي و... در بروز اين علائم موثر هستند.
تاثير استرس و آلودگي هوا بر بيش‌فعالي
علاوه بر اينها، تحقيقات جديد نشان داده که آلودگي هوا مي‌تواند نقش موثري در بروز اين اختلال داشته و احتمال اينکه فرزند مادر بارداري که با اين معضل مواجه است، دچار اين اختلال شود، بيشتر است. تراتوژن‌ها مواد سمي موجود در محيط است که ممکن است در رشد طبيعي جنين اختلال ايجاد کند مثل دود سيگار يا آلودگي هوا. از آنجا که در چنين شرايطي رشد جنين در محيطي آغشته به مواد سمي اتفاق مي‌افتد درصد بروز اين اختلال را در کودک افزايش مي‌دهد. بر اين اساس و با توجه به اينکه در سال‌هاي اخير تعداد روزهاي ناسالم از نظر آلودگي هوا، اغلب بيش از 150 روز در طول سال بوده است و اين يعني نيمي از سال را در هواي آلوده به سر مي‌بريم، به نظر مي‌رسد که افزايش آمار اختلالات اين چنيني بي دليل نبوده و علت آن کاملا مشخص است. علاوه بر اين، استرس و نگراني در دوران بارداري از ديگر عوامل تاثيرگذار در شيوع اين اختلال است که با توجه به ميزان استرس‌ها در زندگي‌هاي امروزي نقش اين عامل هم به خوبي مشهود است.
با گذشت زمان چه اتفاقي مي‌افتد؟
تشخيص اين اختلال در سنين 4 تا 18 سال ممکن است اما معمولا تشخيص بيش‌فعالي در کودکان زير 5 سال کار بسيار مشکلي است. براي تشخيص بيش‌فعالي به زمان و بررسي دقيق سابقه پزشکي کودک نياز است. پزشک بايد در مورد نشانه‌ها و زمان شروع‌شان از والدين کودک اطلاعات دقيق بگيرد و براي تشخيص اين اختلال بايد بداند که علائم کودک چه تاثيري بر زندگي روزمره او و خانواده اش گذاشته‌اند. در ضمن ممکن است بسته به شرايط کودک آزمايش‌ها و معايناتي نيز توسط متخصصان ديگر انجام شود. اين اختلال با افزايش سن بهتر مي‌شود ولي ممکن است در بزرگسالي هم ادامه پيدا کند. به‌طوري‌که بنا بر آمار، در دنيا دو درصد از بزرگسالان نيز به اين عارضه مبتلا هستند. البته بيش‌فعالي در بزرگسالي معمولا تخفيف پيدا مي‌کند ولي رفتارهاي تکانشي، ضعف تمرکز و ريسک‌پذيري ممکن است بدتر شوند.
بيش‌فعالي بايد قبل از ورود به نوجواني درمان شود
يک روانپزشک مي‌گويد: گروهي از کودکان بي‌قرار هستند، مدام صحبت مي‌کنند، سوال مي‌پرسند که موضوعات سوالات ناشي از نگراني و اضطراب است. اين گروه از کودکان بيش‌فعال نيستند بلکه، مشکلاتي در محيط خانواده و رابطه با والدين دارند که با درمان گروهي خانواده توسط روانپزشک کودک و نوجوان، معمولا مشکل رفع مي‌شود. اما گروه ديگري از کودکان هستند که با نام کودکان بيش‌فعال يا همان کم‌تمرکز شناخته مي‌شوند. فربد فدايي ادامه مي‌دهد: قبلا تصور مي‌شد، رفتار اين کودکان، عکس‌العمل رفتار والدين است ولي امروزه با انجام مطالعات و تحقيقات ثابت شده اين گروه از کودکان دچار مشکل عصبي ناشي از کمبود يکي از هورمون‌هاي ميانجي شيميايي در مغز هستند. اين استاد دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي با اشاره به اينکه ADHD از حدود سه ماهگي قابل تشخيص است مي‌افزايد: در شش سالگي که سن ورود کودک به مهد و مدرسه است، بيش‌فعالي بيشتر قابل تشخيص است و لازم است با بررسي روانپزشک و مصرف داروهاي ويژه بيش‌فعالي،‌ قبل از ورود کودک به مرحله نوجواني درمان شود. او تصريح مي‌کند: در هر حال اين اختلال در دوران ورود به مدارس در کودکان نمايانگر مي‌شود و با عوامل متعددي نظير تغذيه نامناسب، ناديده گرفتن  دستور پزشک، آلودگي هوا و .... تشديد پيدا مي‌کند. البته، تشديد عوارض بيش‌فعالي  نبايد عامل اضطراب والدين شود بلکه والدين بايد با مراجعه به روانشناس باليني،  مشاور و روانپزشک نسبت به اين اختلال و  کاهش عوارض آن آگاهي لازم را پيدا کنند.


ارسال نظر

(بعد از تائید مدیر منتشر خواهد شد)