Loading...

آشنایی با مشاهیر مبتلا به اتیسم

آشنایی با مشاهیر مبتلا به اتیسم

درحالیکه به نظر می¬آید اوتیسم یک "بیماری امروزی" باشد، تاریخ و اسناد نشان می¬دهد که بسیاری از چهره¬های مشهور تاریخ احتمالاً مبتلا به گروه اوتیسم بوده¬اند. اگرچه بسیاری از گزارش¬ها به دلیل نبودن اسناد کامل و جامع، از نظر علمی قابل استناد نیستند، اما در بسی

آلبرت اینشتین       

اینشتین در روابط اجتماعی دچار مشکل بود، حساسیت لامسه­ای داشت، خیلی باهوش بود و در عین حال گاهی اوقات توانایی­های زبانی­اش دچار مشکل می­شد، و در مدرسه با مشکل یادگیری مواجه بود. دلیل اینکه اینشتین در مدرسه لحظات سختی را هنگام یادگیری می­گذراند، احتمالاً می­تواند این باشد که او امکانات لازم و روش­های آموزشی که برای کودکان اوتیسمی لازم است را در اختیار نداشته است. به همین دلیل، این موضوع گواه خوبی است که شخصی با چنین بهره هوشی و سرشار از ایده­ در مورد جهان، در مدرسه دچار افت باشد و منطقی است که او با وجود هوش سرشارش، در برقراری ارتباط با سایرین ناتوان بوده و نتوانسته مشغول به کار شود. بسیاری از افراد همانند اینشتین تمایلی به غذاها نداشته و همچنین نسبت به وعده­های غذایی که زمان معینی دارند نیز بی­میل هستند. بسیاری از بیماران اوتیسمی همانند اینشتین نسبت به غذاها بی­میل بوده و ارزشی برای زمانبندی وعده­ها قائل نیستند. با این حال اینشتین به غذایی که می­خورد اهمیتنمی­داد و هیچ شکایتی نمی­کرد. اما بسیاری از بیماران اوتیسمی دیگر، به رنگ، بافت و بوی غذاها بسیار حساس هستند، البته اگر اصلاً از آن غذا بیزار نباشند. بی­دقتی او نسبت به زمان و لزوم غذا خوردن در عوض گیر دادن به اینکه چه غذایی بخورد، تا حدی با بیشتر بیماران اوتیسمی متفاوت است. با این حال همه بیماران اوتیسمی باهم متفاوت اند، به همین دلیل، اینکه آیا این ویژگی باید جزء ویژگی­های اوتیسم قلمداد شود یا خیر، مشخص نیست.اینشتین با زنی در ارتباط بود که بعدها با هم ازدواج کرده و صاحب سه فرزند شدند. به نظر می­آید که ازدواج آنها مشکلاتی در پی داشته، اما به هرحال آنها سه فرزند داشتند. با اینکه او به فرزندانش عشق می­ورزید و به آنها توجه می­کرد اما نمی­توانست تحمل کند که آنها لمسش کنند. این یکی از خصوصیات بارز اوتیسم به نظر می­آید. باید توجه داشت اینشتین بسیارمتفاوت بود و همین تفاوت­ها بود که باعث پیشرفت نظرات وی و درنتیجه شهرت امروزی او شد. این مطلب باید ما را به فکر بیندازد تا در مورد افرادی که فکر می­کنیمبا دیگران متفاوت­اند، تجدیدنظر کنیم و بفهمیم که متفاوت بودن چیز بدی نیست.

ولفگانگ آمادئوس موتسارت

در نوشته­ها و اسناد مکرراً ذکر شده که تیک­های تکراری زیادی در صورت موتزارت دیده شده و دست و پاهایش تکانهای غیر ارادی پی­درپی داشت. اعتقاد بر این بود که شنوایی موتزارت نیز بسیار حساس بود و صداهای بلند او را از نظر جسمی بیمار می­کرد. سایر اطلاعات نشان می­دهد که او بیش از اندازه فعال بود. موتزارت نمی­توانست گفت­وگوی علمی انجام دهد و در مکالمات خود با دیگران بی­دقت و بی­پروا بود و خلق و خویش مدام تغییر می­کرد و بی ادب بود. گفته شده روزی موتزارت حوصله­اش سر رفته بود و روی میز و صندلی­ها می­پرید و از روی آنها راه می­رفت و مثل گربه میومیو می­کرد و پشتک می­زد. نامه­های موتزارت نشان می­دهد که وی مبتلا به پپزواک گویی یا اکولالیا بوده که می­تواند روشی برای برقراری ارتباط افراد اوتیسمی باشد. این ویژگی­ها بیانگر این است که موتزارت مبتلا به طیف اوتیسم بوده است.

اسحاق نیوتن

نیوتن بسیار ساکت بود و در گفت و گوهای کوتاه یا مکالمات روزمره خیلی خوب عمل نمی­کرد. تمرکز او روی کارهایش غیر عادی بود و زمانی که از کارش جدا می­شد، برایش بسیار سخت بود. او اغلب آنقدر روی کارهایش متمرکز بود که فراموش می­کرد چیزی بخورد. این ویژگی در افراد اوتیسمی بسیار شایع است و تمرکز بیش از حد، اغلب مانع می­شود فعالیت­های دیگر توجه فرد را به خود جلب کنند. نیوتن نمی­توانست به راحتی دوست پیدا کند یا حتی دوستی خود را با دیگران حفظ کند چون رفتارش دوستانه به نظر نمی­آمد و این را هم نمی­دانست که با افرادی که آنها را دوست خود می­دانست چگونه صحبت کند. نیوتن وابستگی شدیدی به فعالیت­های روزمره داشت. برای مثال اگر قرار بود سخنرانی کتد، آن سخنرانی چه مخطب داشت، چه نداشت، انجام می­شد.

 


ارسال نظر

(بعد از تائید مدیر منتشر خواهد شد)